اعضای انجمن(53)
ارتباط با مدیر انجمن
آموزش قرار دادن عکس و آهنگ در مطلب
چه مطالبی تایید یا رد می شوند؟
رفع ایراد لینک اضافه![]() نظرات انجمن
جستجوی انجمن
آرشیو مطالب
مدیریت انجمن: خرداد ۹۱ اردیبهشت ۹۱ فروردین ۹۱ اسفند ۹۰ بهمن ۹۰ دى ۹۰ آذر ۹۰ آبان ۹۰ مهر ۹۰ شهریور ۹۰ مرداد ۹۰ تير ۹۰ خرداد ۹۰ اردیبهشت ۹۰ فروردین ۹۰ اسفند ۸۹ بهمن ۸۹ دى ۸۹ آذر ۸۹ آبان ۸۹ مهر ۸۹ شهریور ۸۹ ![]() سعید نوروزی میانجی |
فروش لوازم عکاسی
(
|
||||||||||||||||||||||||
![]() |
داستان کوتاه:سیاه |
| منبع : http://www.urpatogh.com/1209/داستان-کوتا |
| درج شده در تاریخ ۹۰/۰۶/۳۱ ساعت 20:39 بازدید: 359 نفر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
معلم گفت: بنویس "سیاه" و پسرک ننوشت ! معلم گفت: هر چه می دانی بنویس ! و پسرک گچ را در دست فشرد ... معلم عصبانی بود و گفت : املای آن را نمی دانی؟!! سیاه آسان بود و پسرک چشمانش را به سطل قرمز رنگ کلاس دوخته بود ...
معلم سر او داد کشید و پسرک نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت ! معلم بار دیگر فریاد زد: بنویس گفتم هر چه می دانی بنویس...! و پسرک شروع به نوشتن کرد : کلاغها سیاهند ، پیراهن مادرم همیشه سیاه است، جلد دفترچه خاطراتم سیاه رنگ است و کیف پدر هم سیاه بود، قاب عکس پدر یک نوار سیاه دارد. مادرم همیشه می گوید : پدرت وقتی مرد موهایش هنوز سیاه بود چشمهای من سیاه است و شب سیاهتر. یکی از ناخن های مادر بزرگ سیاه شده است و قفل در خانمان سیاه است. بعد اندکی ایستاد رو به تخته سیاه و پشت به کلاس و سکوت آنقدر سیاه بود که پسرک دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت : تخته مدرسه هم سیاه است و خود نویس من با جوهر سیاه می نویسد ... گچ را کنار تخته سیاه گذاشت و بر گشت ، معلم هنوز سرگرم خواندن کلمات بود و پسرک نگاه خود را به بند کفشهای سیاه رنگ خود دوخته بود ... معلم گفت : بنشین. پسرک به سمت نیمکت خود رفت و آرام نشست و معلم کلمات درس جدید را روی تخته می نوشت و تمام شاگردان با مداد سیاه در دفتر چه مشقشان رو نویسی می کردند ... اما پسرک مداد قرمزی برداشت و از آن روزمشقهایش را با مداد قرمز نوشت و معلم دیگر هیچگاه او را به نوشتن کلمه سیاه مجبور نکرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ایراد نگرفت.و پسرک می دانست که قلب یک معلم واقعی هرگز سیاه نیست...
| ||
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
| انجمن های مستقل | |
![]() | مهدی چهره |
![]() | کندو |
![]() | از نیستان |
![]() | شعر و مطالب عاشقانه |
![]() | همسفر با شهدا |
| ایجاد انجمن مستقل | |

ادبی
داستان کوتاه
خاطره نویسی
اعضای انجمن(53)
ارتباط با مدیر انجمن



maryam2011 )
خانه
دوستان (23)
گالری تصاویر (0)
کلیپ ها (0)

اپیلاسیون (خانم خانما)
سریع ترین اینترنت هوشمند میانه
اهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند
اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio*




ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)
راز طول عمر امام زمان (عج)
اقامتگاه امام زمان(عج)
دار قالی و دخترک
30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانه
فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615



























































































































جلال علی اصغری: ممنون بابت داستان خوبتون
mehrdad 411: یه نظریه در مورد سیاه !ولی سیاه همیشه سیاه نیست گاهی اوقات رنگی تر از قرمزه!
@};-
ایلیا علایی: ممنون زیبا بود
مرسی @};-
دخی پرسپولیسیییی: خیلی قشنگه مرسی
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
مرسی عالی بود=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox@};-@};-@};-@};-@};-